web analytics
بزرگترین وب سایت هواداران آ اس رم در ایران » روی هاجسون انگلستان را به وست برومويچ تبديل كرده است

روی هاجسون انگلستان را به وست برومويچ تبديل كرده است

ژوئن 26, 2014 - 1:19 ب.ظ
Magneto
,
174 بازدید

به آينده انگلستان خوش آمديد. سه شنبه تيم ملي انگليس در حالي در بلوهوريزونته به مصاف كاستاريكا رفت كه برد، باخت و مساوي اين تيم هيچ تغييري در سرنوشت آن به وجود نمي آورد. جام جهاني براي روي هاجسون و تيمش خيلي زود تمام شد. معمولاقضاوت درباره ميزان موفقيت يك تيم، پيروزي و شكست آن در جام جهاني بيش از هر زماني مورد توجه قرار مي گيرد. البته شايد علاوه بر نتيجه بازي عوامل نامحسوس ديگري هم باشد كه موفقيت يا ناكامي آن را تعيين كند اما به قول وينس لومباردي، مربي گرين بي پاكرز كه جملات قصارش از بيل شنكلي هم معروف تر است: «اگر برد و باخت مهم نيست، اصلاچرا گل هاي بازي را مي شمارند؟»

با توجه به اينكه تعداد تيم هاي شركت كننده در جام ملت هاي اروپا به 24 تيم افزايش پيدا كرده است، اين تيم راه آساني براي صعود به اين مسابقات در سال 2016 خواهد داشت. آنها در بازي هاي مقدماتي بايد با سوييس، اسلووني، استوني، ليتواني و سن مارينو بازي كنند. با توجه به اينكه دو تيم اول هر گروه به صورت مستقيم به جام ملت ها راه پيدا مي كنند و تيم سوم هم شانس حضور در بازي پلي آف را خواهد داشت مي توان از همين حالابا اطمينان از راهيابي انگلستان به يورو 2016 سخن گفت. اما حضور در چنين گروه آساني اين جنبه منفي را هم دارد كه آنها از حالاتا ژوئن 2016 تنها در بازي هاي دوستانه اين شانس را دارند كه به مصاف تيم هاي بزرگ بروند، يعني بازي هايي كه نتيجه آنها مي تواند بسيار گمراه كننده باشد. انگليسي ها در دو بازي دوستانه اخير خود با ايتاليا و اسپانيا موفق شده بودند آنها را شكست دهند و در سال 2008 نيز در يك بازي دوستانه آلمان را مغلوب كرده بودند اما براي دانستن سطح واقعي بازي انگلستان بايد تا نخستين بازي جدي آنها در يورو 2016 صبر كرد و تا آن موقع اين تيم هر نتيجه يي كه كسب كند اهميت چنداني نخواهد داشت.

انگليسي ها از يك گروه دشوار راهي جام جهاني شده بودند كه باعث شد دچار اعتماد به نفس كاذبي باشند. در خط دفاعي گري كيهيل و فيل جاگيلكا هرگز با زوج هاي بي نظير گذشته دفاع مياني اين تيم مانند جان تري و ريو فرديناند، توني آدامز و سول كمپل و ديگران قابل مقايسه نيستند اما دريافت تنها چهار گل در بازي هاي مقدماتي، يعني كمتر از هر كشور ديگري در اين قاره به جز اسپانيا، باعث شده بود ضعف مدافعان مياني اين تيم پنهان شود و همه فكر كنند اگر چه جاگليكا و كيهيل بازيكنان فوق العاده يي نيستند، ولي مي توانند كار خود را به خوبي انجام دهند اما اين تصور بسيار دور از حقيقت بود. كل خط دفاعي انگلستان در اين مسابقات پايين تر از حد استاندارد نشان داد. جام جهاني (و نه بازي هاي مقدماتي آن) سنگ محكي است كه عيار واقعي تيم ها را نشان مي دهد. ممكن است هاجسون فكر كند منصفانه نيست كه عملكرد او را تنها بر مبناي دو مسابقه مورد قضاوت قرار دهند، اما اين سرشت فوتبال است. درست مثل اين است كه بپرسيم آيا كارلو آنجلوتي تنها به خاطر يك بازي يعني فينال فصل گذشته ليگ قهرمانان اروپا با رئال مادريد به مربي بهتري تبديل شد؟ پاسخ مسلم است: بله!

زماني كه هاجسون در تيم ملي انگلستان جانشين كاپلو شد موضوعي كه هواداران فوتبال اين كشور را به وحشت مي انداخت اين بود كه او حتي نخواهد توانست اين تيم را به تيمي مانند اينترميلان، فولهام و سوييس كه پيش از اين مربيگري آنها را بر عهده داشته بدل كند و در عوض از سه شيرها يك وست برومويچ آلبيون ديگر خواهد ساخت. او در وست بروم خيلي خوب عمل كرد، اما مربيگري در چنين تيم كوچكي ناگزير با محدوديت هاي بسيار همراه خواهد بود. در وست برومويچ سقوط به دسته پايين تر تحمل نمي شود، اما در آنجا هيچ كس هم روياي موفقيت هاي بزرگ را در سر نمي پروراند. آنها اگر در ليگ برتر باقي بمانند و بتوانند در برابر تيم هاي بزرگ هم نمايش خوبي داشته باشند يعني فصل خوبي را پشت سر گذاشته اند و انگلستان هم حالادقيقا همين جا ايستاده است. آلكس هورن، دبيركل اتحاديه فوتبال انگلستان قبل از شروع تورنمنت اعلام كرده بود كه به اعتقاد او هاجسون آنقدر خوب كار كرده است كه تا پايان مدت قراردادش در سال 2016 در اين تيم باقي بماند. همين كه افكار عمومي انگلستان به اين خوبي با شكست برابر ايتاليا كنار آمد و همه از نمايش شجاعانه انگلستان در اين بازي سخن مي گفتند نشان مي دهد كه انگليسي ها ديگر خود را يك تيم كوچك و ناتوان از به چالش كشيدن بزرگان مي بينند. فصل آخر مربيگري هاجسون در وست بروم با بازي برابر منچستر يونايتد، مدافع عنوان قهرماني آغاز شد. در اين بازي ابتدا وين روني منچستر را پيش انداخت ولي جواني و بي تجربگي داويد دخيا باعث شد وست بروم توست شين لانگ بازي را به تساوي بكشاند. پس از به تساوي كشيده شدن بازي وست بروم براي دقايقي واقعا منچستر را تحت فشار قرار داد، اما 9 دقيقه مانده به پايان بازي سانتر اشلي يانگ پس از برخورد به يكي از بازيكنان منحرف شد و دروازه اين تيم را باز كرد تا منچستر پيروز اين مسابقه لقب بگيرد. در پايان همه از اين صحبت مي كردند كه هر چند وست بروم مي توانست در نيمه دوم فشار بيشتري روي دروازه دخيا وارد كند، اما آنها در كل بازي خوبي به نمايش گذاشتند و بد شانس بوده اند كه نتوانسته اند در برابر تيمي سطح بالاتر از خودشان به امتيازي دست پيدا كنند. در واقع واكنش ها به شكست انگلستان برابر ايتاليا هم از همين جنس بوده و حتي تكرار همين نتيجه برابر اروگوئه هم انتقادات چنداني را در فوتبال جزيره به وجود نياورده است. به نظر مي رسد آن چيزي كه در ابتدا واقع گرايي لقب گرفته بود، حالاجاي خود را به پذيرش شكست داده است.

عده يي هم با نام بردن از جوانان تيم انگلستان به تولد يك نسل تازه در تيم ملي اين كشور دل خوش كرده اند. البته هر تيمي كه چنين بازيكنان جواني را در اختيار داشته باشد مي تواند به آينده خود اميدوار باشد اما مشكل اينجاست كه تجربه نشان داده بسياري از بازيكنان جوان انگليسي هرگز نمي توانند انتظارها را برآورده كنند و به آن بازيكني كه هواداران آرزو دارند، بدل شوند. در سه جام جهاني گذشته هم بازيكنان جوان زيادي در تيم ملي انگلستان بودند كه با كمتر از پنچ بازي ملي پا به مسابقات گذاشته بودند. امثال مايكل داوسون، استفان وارناك، آرن لنون، استيوارت داونينگ، اسكات كارسون، تئو والكات، وين بريج، داريوس واسل، ترور سينكر و ديگران. اما آنها الان كجا هستند و چند نفر از آنها توانستند مسير ترقي را آن گونه كه انتظار مي رفت طي كنند؟

ادعا مي شد تيم فعلي انگليس بهترين آماده سازي را در ميان همه تيم هاي حاضر در مسابقات پشت سر گذاشته است، اما آنها خيلي زود با شكست هاي پياپي حذف شدند. شايد انگليسي ها آرزو داشته باشند درباره تيم شان بر اساس فاكتورهاي نامحسوسي (مانند بازي شجاعانه، جوان گرايي و…) قضاوت شود اما در ورزش روش بسيار مشخصي براي ارزيابي دستاوردها وجود دارد كه همان نتيجه است. نتيجه از گزند هر قضاوت، دستكاري، پيش بيني، تفسير، انتقاد، تجديدنظر و فشار خارجي در امان است. اگر نتيجه را از ورزش حذف كنيم هيچ چيز از آن باقي نمي ماند. برد و باخت معناي خود را دست مي دهد. بعد از شكست برابر اروگوئه، گلن جانسن، بازيكن تيم ملي انگلستان در زمان خروج از آسانسور در هتل اين تيم در سائو كونرادو با يكي از هواداران تيمش مواجه شد كه از او پرسيد چه حسي دارد؟ جانسن در پاسخ او با شكي فيلسوف مآبانه شانه بالاانداخت و گفت «چه مي شود كرد؟» اما اين يك سوال فلسفي نيست. كتاب ها، فيلم ها، بحث ها و مقالات زيادي درباره اينكه «چه مي شود كرد؟» وجود دارد. حتما هميشه مي شود كاري كرد، كاري كه تيم ملي انگليس را از اين چرخه ناكامي خارج كند.

نويسنده: مارتين ساموئل

مترجم: امير طلوعی

برگرفته از: ميرور

0 نظر

رمی عزیز، برای مشاهده نظرات و نظردهی بایستی به سایت وارد شوید.