web analytics
بزرگترین وب سایت هواداران آ اس رم در ایران » گزارش یک رمیِ ایرانی از سفر به رم؛ «تب جنگ با لیورپول در شهر ابدی» – قسمت اول

گزارش یک رمیِ ایرانی از سفر به رم؛ «تب جنگ با لیورپول در شهر ابدی» – قسمت اول

اردیبهشت 15, 1397 - 6:23 ب.ظ
Agostino and Co
,
465 بازدید

متن و تصاویر پیش روی شما را رفیق قدیمی reza برای ما ارسال کرده تا در تجربه جادویی او در سفر به رم سهیم شویم.

.

قبل از هر چیز باید بگم جای همه دوستای رمی خالی بود اونجا. خیلی جاها یادتون میفتادم و امیدوارم همه تون حتما یه بار بازی رم رو تو المپیکو ببینید.

داستان از بعد قرعه کشی مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا شروع شد. بعد دیدن قرعه بارسا به این فکر کردم که بلیت بازی رو بخرم و تا رم برم، ولی ته دلم میدونستم رم حذف میشه. واسه همین خیلی واسه م مهم نبود اون لحظه، وقتی هم که بالاخره رفتم تو سایت رم واسه دیدن بلیت، دیدم که تموم بلیت ها به فروش رفتن.

بازی رفت که 4 1 تموم شد، ته دلم خوشحال بودم که بلیت نخریدم. مطمئن بودم رم حالا که خوب بازی کرده و نتیجه نگرفته، روحیه شو واسه بازی برگشت از دست میده و با یه گل بارسا کاملا وا میده. دوستم (که تو این داستان نقش مهمی داره و اسمشو میذارم ایکس) که طرفدار لیورپوله، واسه بازی های دور برگشت حق استریمش رو خرید و منو دعوت کرد خونه ش که بازی سیتی و لیورپول رو ببینیم. ایکس میگفت اگه قراره کامبکی اتفاق بیفته توسط سیتی جلوی لیورپول میشه، نه رم مقابل بارسا. من باهاش مخالفت میکردم ولی ته دلم شانس خاصی رو واسه رم متصور نبودم. به هر حال بازی رو تو خونه خودم دیدم و به خودم گفتم اگه رم گل خورد میرم خونه ایکس و بازی لیورپول و سیتی رو میبینم…ولی معجزه شروع شد.

قبل از اینکه لینک درست حسابی پیدا کنم ژکو گل رو زده بود. رم با آرامش بازی میکرد و نمیذاشت بارسا حمله کنه. تا قبل گل سوم هیچ کس به خودش اجازه نمیداد رویاپردازی کنه. حتی چهره کاپیتان هم کاملا اخمو بود. ولی وقتی ضربه سر مانولاس آروم آروم رفت تو دروازه، همه رم از زمین بلند شد.

بعد قرعه کشی دور بعد، تصمیم گرفتم که این بازی رو حتما باید برم. یاد حرف دی فرانچسکو تو اول فصل افتادم که میگفت: “رم! به من ایمان بیار!” کاری کرده بود که بهش ایمان بیاریم. بهترین قرعه هم این بود که لیورپول به رم بخوره. دوستم ایکس هم کاملا پایه بود که بریم بازی رو ببینیم. اون اصرار میکرد که بریم آنفیلد، ولی من اگه میخواستم بازی رم رو ببینم فقط به الیمپیکو میرفتم. واسه همین افتادیم دنبال خرید بلیت. قبل فروش رسمی سایت باشگاه، سایت های دیگه داشتن بلیت ها رو حدود 400 500 یورو میفروختن. بلیت فروشی راس ساعت 10 صبح شروع شد. من و ایکس نفری دو کامپیوتر گذاشتیم تو صف و منتظر شدیم. دو سه ساعت آینده صفحه این شکلی بود:

تا بالاخره سایت باز شد و 10 دقیقه وقت داشتم که خرید کنم. Curva Sud از همون لحظه که من وارد شدم تموم شده بود، Distinti Sud  که جایگاه نزدیک افراطی ها هم نمیشد بلیت خرید و ارور میداد. بالاخره تونستیم 2 تا بلیت برای Distinti Nord  بخریم، یعنی سمتی که معمولا طرفداران لاتزیو میشینن. کامپیوتر بعدی م که 30 ثانیه بعد کامپیوتر اول وارد سایت شده بود بهش هیچ بلیتی نرسید!

بعد از بازی رفت دوباره همه شانس رم رو 0 میدونستن. دوستام مسخره م میکردن که چرا پولتو هدر میدی میری واسه دیدن باختن؟ ولی این دفعه من به رمم اعتماد داشتم. واقعا مهم نبود که میبره یا میبازه، میدونستم که با تمام توانشون میجنگن.

شهر رم بسیار زیبا تر از چیزی بود که فکر میکردم. هر نقطه ی شهر یه بنای تاریخی بود و پشیمون بودم که چرا فقط قراره دو روز تو رم بمونم.

رم 3 تا فروشگاه تو سطح شهر داره. ما فروشگاهی که رفتیم نزدیک فونتانا دی تروه (عکس 8) بود. فروشگاه نسبتا کوچک با دکوراسیون زیبایی بود و مطابق انتظار روز قبل بازی خیلی شلوغ بود، به طوری که اکثر سایز های پیراهن های اصلی تموم شده بود. ایکس که با پیراهن لیورپول اومده بود تو فروشگاه، نگاه های اخموی مردم رو میدید. چند تا سوال هم از فروشنده ها پرسید که خوشبختانه خیلی باهاش برخورد خوبی نشد! پیرهن اصلی رم 141 یورو! بود، یعنی همونی که بازیکنا میپوشن و کیفیت خیلی خیلی خوبی داره. کیفیت بعدی 86 یورو قیمتشه که 15 یورو هم واسه چاپ اسم پشتش میگیرن یعنی 100 یورو جمعا. معمولا بیشتر مردم این رو میگرفتن. من ولی یه تیشرت عادی خریدم که لوگوی بزرگ رم رو روش داشت، به علاوه شال و دست بند که جمعا شد 45 یورو.

دانلود

رفتار مردم شهر هم خیلی جالب بود. اصولا رم تیم خیلی پرطرفداری به نظر نمیرسه. جاهای توریستی پر بود از طرفدارهای لیورپول که خب  طبیعی به نظر میرسید. اونا شعار “Mo Salah! Mo Salah! Running down the wind” رو میخوندن و هر وقت هم همدیگرو میدیدن صداشون بالاتر میرفت. شب قبل بازی طرفدارای لیورپول اکثر بارهای فوتبالی رو پر کرده بودن و سرود میخوندن.

بیرون این بار هم چند تا طرفدار رم وایساده بودن و با نفرت بهشون زل زده بودن و سیگار میکشیدن. ما هم از ترس دعوا پیش بیاد دممون رو گذاشتیم رو کولمون و در رفتیم. جالب ترین برخورد رو ولی یه پسر پیتزا فروش داشت که ازمون پرسید از کجا میاین و وقتی فهمید طرفدار رم و لیورپول هستیم، پیتزامون رو طوری تقسیم کرد که 80% به من رسید و 20% به ایکس! بهمون هم گفت خیلی خوش شانسیم که بلیت گیرمون اومده! روز بازی ولی تعداد کسایی که پیراهن رم رو پوشیده بودن خیلی بیشتر شده بود. معمولا هم وقتی از کنار هم رد میشدن “Forza Roma” میگفتن.

سه چهار ساعت قبل بازی رفتیم واتیکان. ولی انقدر صف برای رفتن به داخل کلیسای بزرگ طولانی بود که منصرف شدیم و با اتوبوس رفتیم سمت ورزشگاه.

-پایان بخش نخست

25 نظر

رمی عزیز، برای مشاهده نظرات و نظردهی بایستی به سایت وارد شوید.