web analytics
بزرگترین وب سایت هواداران آ اس رم در ایران » از «پس از تاریکی» نوشته هاروکی موراکامی

از «پس از تاریکی» نوشته هاروکی موراکامی

فروردین 28, 1396 - 1:26 ب.ظ
Agostino and Co
,
645 بازدید

 

از «پس از تاریکی» نوشته هاروکی موراکامی ترجمه مهدی غبرایی

ا سکای لارک. تابلو بزرگ نئون. محوطه ی نشستن چراغانی که از پشت پنجره دیده می شود. خنده های بلند رخشان از دسته ای زن و مرد جوان – شاید دانشجویان دانشگاه – که پشت میز بزرگی نشسته اند. اینجا خیلی سرزنده تر از دِنی است. ژرف ترین تاریکی شبانه ی خیابان به اینجا راهی ندارد. ماری دستش را در دستشویی اسکای لارک می شوید. کلاه به سر و عینک به چشم ندارد. «حسادت» ترانه ای قدیمی کارِ پیت شاپ بویز با صدای ملایمی از بلندگوی سقف پخش می شود. کیف دست ماری کنار کاسه ی دستشویی است. ماری با استفاده از صابون مایع فشاری دست خود را به دقت می شوید. ظاهرا ماده چسبناکی را می شوید که لای انگشت هایش چسبیده است. دَمبدَم نگاهی به صورتش در آینه می اندازد شیر آب را می بندد، هر ده انگشتش را زیر نور وارسی می کند و بعد با دستمال کاغذی حوله یی خشک شان می کند. به طرف آینه خم می شود و به صورت خود چنان زل می زند که انگار منتظر است اتفاقی بیفتد. از کمترین تغییری صرفنظر نمی کند. اما اتفاقی نمی افتد. دست ها را روی کاسه ی دستشویی می گذارد، چشم ها را می بندد، بنا می کند به شمارش و بعد بار دیگر چشم ها را باز می کند. باز صورت خود را با دقت وارسی می کند، اما باز هیچ نشانی از تغییر نیست.

چتر زلف خود را مرتب می کند و کلاه کاپشن را زیر ژاکت تیم دانشکده جا می دهد. بعد، انگار که خود را تشویق می کند، لب می گزد و چند بار به خودش سر می جنباند. ماریِ توی آینه هم لب می گزد و چند بار سر می جنباند. کیف دستی را به شانه می اندازد و از دستشویی بیرون می آید. در بسته می شود.

دوربین ناظر ما دمی درنگ می کند و دستشویی را زیر نظر می گیرد. ماری دیگر آنجا نیست. همچنین کسی دیگر. موسیقی همچنان از بلندگوی سقف پخش می شود. حالا ترانه ی «نمی توانم پیِ آن بروم» از هَل و اوتز است. نگاهی دقیق تر آشکار می کند که تصویر ماری هنوز در آینه ی بالای کاسه دستشویی بازتاب دارد. ماریِ توی آینه از طرف خودش به این طرف نگاه می کند. نگاه خیره ی دلگیرش انگار انتظار اتفاقی را می نمایاند. اما هیچ کس در این سمت نیست. فقط تصویرش در آینه ی دستشویی اسکای لارک باقیمانده است.

اتاق رفته رفته تاریک می شود. در تاریکی دَم افزون «نمی توانم پیِ آن بروم» همچنان ادامه دارد.

دانلود

9 نظر

رمی عزیز، برای مشاهده نظرات و نظردهی بایستی به سایت وارد شوید.