web analytics
بزرگترین وب سایت هواداران آ اس رم در ایران » روزلا سنسی از رم‌اش می‌گوید: پدر، توتی و دی فرانچسکو!

روزلا سنسی از رم‌اش می‌گوید: پدر، توتی و دی فرانچسکو!

اسفند 20, 1397 - 5:25 ب.ظ
reza
177 بازدید

«رم خانه من است.»  این تمام داستان روزلا سنسی در یک جمله است. مدیر عامل سابق رم به ما همه چیز را می گوید: پدرش، توتی، دی فرانچسکو و رموز مدیریتش.

 

در خانه سنسی میان خاطرات پدربزرگ سیلویو و کلمات پدرش فرانکو نشسته بود. رم هم سر میز بود. رم همیشه آنجا بوده است. «من همیشه در خانه ام با رم زندگی کرده ام.» صحبت های روزلا سنسی با احساسات مخلوط شده اند که بعد از عمری زندگی با جالوروسی اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. بهانه ما برای تماس با مدیر عامل سابق رم روز زن است، که خیلی هم محبوب نیست. «آن را جشن نمی گیرم، اگر چه کاملا به یاد دارم که چگونه شروع شد. ولی خودم را یک اقلیت در نظر نمی گیرم که برای آن شادی کنم.”

مستقل و کارآفرین، کمی شبیه پدرش فرانکو: اوایل تند خود عصبی، ولی بعدها آرام تر و پر از خاطرات: «پدرم همیشه در مورد فوتبال و رم صحبت می کرد. حتی وقتی که مریض بود، در لحظات پایانی عمرش این افکار همیشه با او بود. او از بس دیوانه فوتبال بود که امکان نداشت در موردش صحبت نکند.” او این ویژگی را به عنوان یک لوگو به نسل های بعدی هم اهدا کرده است: «طرفدار رم بودن در دی ان ای من است. برای ما یک مسئله خانوادگی است.»

 

یک زندگی در لباس قرمز و زرد

داستان روزلا در لباس جالوروسی در هفت سالگی شروع شد، وقتی که پدرش فرانکو او را برای اولین بار به استادیوم بود. «بسیار احساساتی شدم.» بعد ها این به یک عادت تبدیل شد، ولی با یک پیش شرط:«وقتی من و خواهرانم را به ورزشگاه می برد که در مدرسه اوضاع خوبی داشتیم.” من به خوبی گل تورونه در سال 81 را به خاطر می آوریم، و البته خیلی چیز های دیگر. من اسکودتوی سال 83 را زندگی کردم. رم داستان زندگی من است.»

تشویش، ترس، اضطراب. احساساتی که به عنوان یک طرفدار رم تجربه می کرد، حتی زمانی که مدیر رم شده بود. به همین دلیل عجیب نیست که حتی در دربی در استادیوم حاضر نمی شد: «احساسات خیلی زیاد و شدیدی بود.» لبته دلایل دیگری هم بود: «خرافات. اگر چه نمی توانم آن را فاش کنم.” البته یک استثنا هم وجود داشت: “من برای دربی فقط یک بار به استادیوم رفتم که آن بازی را بردم. رانیری مربی رم بود.»

 

دی فرانچسکو، داستان یک دوستی

گذشته ای که باز می گردد و دوستی که ادامه می یابد. به همین دلیل عجیب نیست که از او در مورد زمان حال بپرسیم:«دی فرانچسکو؟ او انسانی ممتاز است. من به او خیلی احترام می گذارم. جدیدا از او خبر ندارم ولی رم پر است از آدم هایی که به شما مشورت می دهند. او از دوستی و عشق من با خبر است. ولی در بعضی مواقع بهتر است که انسان تنها بماند. او بسیار با پشتکار، جدی و حرفه ای است. در سالی که قهرمان شدیم هم حضور داشت، حواسش به همه جا بود. او شخصیت بسیار قوی ای دارد، فارغ از اینکه چه کسی روبرویش نشسته است.»

صبحت در مورد زمان حال همین جا به پایان می رسد و روزلا دوباره گذشته را به یاد می آورد. در مورد ماجراجویی اش به عنوان مدیر و آموزش های پدرش صبحت می کند:« من پشتکار، از خود گذشتگی، جدیت و عشق او را تحسین میکنم.» نصیحتی از او به یاد دارد؟ خیلی نه ولی آنهایی که مانده اند درس هایی برای زندگی هستند: « او مهم ترین ارزش های زندگی را به من یاد داد. چیز هایی که پدر به بچه هایش آموزش می دهد. این چیزی است که برایم باقی مانده است.» (مصاحبه قبل از پایان کار دی فرانچسکو در رم انجام شده است)

 

 

توتی جوان

در کمد جیالوروسی، آبل بالبو اولین بازیکنی است که خوب در خاطرش مانده است. «خوشحالی پدرم و احساسات خودم را خوب یادم هستم.» اینکه با کدام بازیکن بیشتر از همه نزدیک بوده است روشن است: «مشخص است. توتی! با او یک رابطه خاص دارم. خیلی طولانی است. اولین باری که او را ملاقات کردم در بازنشستگی ماتزونه بود. یک پسر خیلی خجالتی بود. ولی فهمیدم چرا پدرم پیوسته در مورد او حرف می زد. خیلی علاقه مند شدم که او را در زمین فوتبال ببینم.»

چه کسی فکرش را می کرد که این پسر خجالتی رم را به سومین اسکودتو برساند. «سال های خیلی زیبایی بود که باعث شد دوستی های طولانی بین آدم ها شکل بگیرد. فوتبال گاهی روی بدش را نشان می دهد، ولی زیبایی زیادی هم وجود دارد. همیشه همه چه عالی نیست، ولی من می خواهم زیبایی ها را ببینم.” روزلا در سخت ترین دوره مدیرتش هم سربلند بود: “فصل 2004-2005، فصلی که ما خیلی مربی عوض کردیم. در آن زمان یک دوستی عمیق بین و برونو کونتی به وجود آمد.»

بار سنگینی بر روی شانه هایش وجود دارد که متشکل است از شادی ها، بحث ها و تمایل برای انتقام گرفتن. در داستان روزلا سنسی همه چیز وجود دارد، هم چنین یک حسرت: «فروش ساموئل. او یک پسر طلایی بود حتی زمانی که در زمین مصدوم بود. او ساکت و حرفه ای بود. برای بقیه یک مدل بود.» اعتراضات زیادی در زمان مدیریت او به یاد آورده می شوند، ولی احساسات تماشاگران همیشه باعث شدند که او ادامه دهد: «درست است. من به مشکل برخورده بودم، ولی رمی ها همیشه احساست مثبت شان را نشان می دادند. جدیدا دلم گاهی برای حمایت و ساپورت مادرم تنگ می شود، ولی آن زمان این اتفاق نمی افتاد. من شدیدا حمایت می شدم.»

 

یک تاریخ برای آینده

دانلود

پول همیشه برای جالوروسی بعد از غرور و عشق قرار گرفته است، همان طور که در زمان پدرش فرانکو بود. ولی یافتن یک سنسی دیگر غیر ممکن به نظر می رسد: «متاسفانه ما امروز در مورد تجارت حرف می زنیم. من موافق نیستم. فوتبال فقط این نیست. حضور یک خانواده باعث می شود که ورزش انقدر خشک نباشد.» به همین دلیل، فروشگاه باشگاه یک تصمیم بسیار سخت بود: «ولی انتخاب دیگری نداشتیم. چون حس خوبی بود که کسی می توانست کار بیشتری برای رم بکند. چون ما هر کاری از دستمان بر می آمد کرده بودیم، حتی بیشتر از مقداری که می توانستیم.» و اوضاع الان باشگاه؟ «من نظرات خودم را دارم، ولی نمی خواهم در میانه فصل نصیحت کنم. شاید در پایان فصل حرف هایم را بزنم، ولی الان باید بگذاریم تیم در آرامش کارش را بکند.»

 

 

منبع: وب سایت جیانلوکا دی مارتزیو

4 نظر

رمی عزیز، برای مشاهده نظرات و نظردهی بایستی به سایت وارد شوید.