web analytics
بزرگترین وب سایت هواداران آ اس رم در ایران » اساطیر؛ قسمت هفتم: فولویو برناردینی

اساطیر؛ قسمت هفتم: فولویو برناردینی

دی 7, 1395 - 8:33 ب.ظ
الیاس شایان فر
258 بازدید

نماد؟ الگو؟ یا شاید هم بیشتر. چند روز دیگر تولدش است (۱‌ ژانویه) هر چند که دیگر نیست. او و تاریخچه رم را می توان تا حدودی یکی دانست. یکی از قهرمانان واقعی دنیای فوتبال که به مدت ۶۰ سال و تا زمان مرگش به عنوان بازیکن٬ خبرنگار٬ مربی و سرمربی فعالیت می کرد. با وجود آنکه هم در رم و هم در لاتزیو سابقه حضور داشت٬ اما به شکلی عجیب در کل شهر ابدی عاشقش بودند. و قطعا انتخاب نام فولویو برناردینی برای زمین تمرین رم هم تصادفی نبود …

داستان او در سال ۱۹۱۹ آغاز شد٬ متولد رم بود. زمانی که کمتر از ۱۴سال داشت٬ دروازه بان لاتزیو بود. خوب بود اما چند باری ضربه خورد که بدترینش ضربه ای بود که به سرش وارد شد و همین باعث شد تا مادرش او را وادار به تغییر پست کند. و این شروعی بود برای بازیکنی که به ‘فوفو’ معروف شده بود و در میانه زمین با هوش فوتبالی اش یک تیم را هدایت می کرد …

در سال ۱۹۲۶ و پس از ۳ سال حضور در لاتزیو٬ برناردینی ۲۱ ساله مورد توجه نراتزوری ها قرار گرفت و سران اینتر با پیشنهاد قابل توجهی به طور جدی خواستار جذب او شدند. اما در این بین مانعی بر سر این انتقال وجود داشت. فوفو به پدرش که روز های آخر عمرش را سپری می کرد قول داده بود هرگز لاتزیو را ترک نکند …

:: قول ها برای شکستن هستند
_________________________

در آن زمان بیش از ۱ سالی می شد که فوفو به عضویت تیم ملی ایتالیا در آمده بود و پست هافبک مرکزی آتزوری را در اختیار داشت اما با انتقالش به اینتر او به یک هافبک نفوذی تبدیل شده بود که البته او اصلا این را دوست نداشت. او ۲ سال در اینتر حضور داشت و در لیگ ۵۸ بار به میدان رفت که حاصلش ۲۵ گل بود. او استعدادش را به رخ می کشید و خیلی زود به رهبر تیمش تبدیل شد اما در پایان فصل ۱۹۲۷-۱۹۲۸ او فرصت بازگشت به شهر رم را پیدا کرد. این بار برای جالوروسی٬ دیگر تیم پایتخت. رناتو ساکردوتی٬ بنیانگذار رم با جاه طلبی٬ تیمی به نام را تشکیل داده بود. در نهایت دو باشگاه رم و اینتر در تاریخ ۵ می ۱۹۲۸ به توافق رسیدند. رم برای جذب او ۱۵۰ هزار لیره پرداخت و حقوق ماهانه او هم ۳ هزار لیره بود.
تاکتیک را به خوبی درک می کرد. از نظر فیزیکی قدرتمند بود و کارگردان بزرگ بازی ها بود. برناردینی به لطف کاریزمایی که داشت خیلی سریع رهبری رم را در اختیار گرفت. او انگار همان فالکائو بود که چندین و چند سال زودتر ظهور کرده بود. او می خواست یک هافبک مرکزی باشد پستی که به خوبی از پس اش بر می آمد . او می خواست بازیکن کلیدی تیمش باشد. پستی که به او کمک می کرد تا در هر دو فار دفاعی و هجومی تیمش شرکت کند. اما در رم و به خصوص در اوایل حضورش٬ او اغلب به عنوان هافبک و بال کناری به بازی گرفته می شد تا بیشتر در کار های هجومی شرکت کند و بیشتر در موقعیت شوت زنی و گلزنی قرار بگیرد.

:: تو بیش از حد خوبی٬ برو!
_____________________

سبک بازی او که حالا حالت تهاجمی تر هم به خودش گرفته بود٬ بر خلاف انتظار برایش مشکل ساز شد. جایی که یک روز قبل از بازی ایتالیا مقابل مجارستان (دسامبر ۱۹۳۱)٬ ویتوریو پوتزو سرمربی وقت تیم ملی٬ او را کنار گذاشت. می گفتند پوتزو معتقد است سبک بازی فوفو بسیار هوشمندانه است و مهارت های فنی او بیش از حد خوب هستند که این می تواند تعادل تیم را بر هم بزند. اگرچه پوتزو در مصاحبه این صحبت ها را رد کرد. ” یک فضای بزرگ خالی در مرکز زمین و رو به روی مدافعانم ایجاد شده بود که اگر حریف ضد حمله ای را انجام می داد به مشکل می خوردیم. این باعث شد تا به دنبال بازیکنی باشم که میل به حمله در او کمتر است و بتواند بیشتر به خط دفاعی مان کمک کند. من ۳ گزینه داشتم. فراریس٬ مونتی و آندرئولو. باید یکی از این ۳ بازیکن را به برناردینی ترجیح می دادم. من این ها را برای برناردینی توضیح دادم. در حالی که کاملا می دانستم برناردینی کیفیت بالایی دارد  و بازیکن بسیار با کیفیتی است. از آنجا بود که داستان هایی در این مورد درست کردند که بگویند من نمی خواهم از برناردینی استفاده کنم چون بیش از حد خوب است. من فقط می خواستم تیم نتیجه بگیرد نه اینکه شخص خاصی بدرخشد. تیم نتیجه می گرفت٬ تغییرات عمل کردند.” اما برناردینی نظر دیگری داشت و داستان را طور دیگری بیان کرد. ” اتاق کادر فنی و مدیران تیم ملی کنار اتاق من بود. چهره اش شبیه به یک مرد مبارز بود که با یک سری مشکلات مواجه شده. بدون نگاه کردن به چشم های طرفش داشت صحبت می کرد و می گفت: برناردینی را ببینید٬ خیلی خوب دارد بازی می کند. به بهترین شکل ممکن. این وضعیت خاصی است که منجر می شود تیم نتواند از سمت او که بال تیم است کاری را انجام دهد چون بقیه ی بازیکنان نمی توانند بازی خوب او را درک کنند و بازیخوانی کنند و در نتیجه همه اش پوچ می شود. باید از او بخواهم کمتر خوب بازی کند؟ او را به خطر بیاندازم یا تمام تیم را؟ مشکل دشواریست٬ چرا باید من آن را حل کنم؟ به من بگو. چه کار باید بکنم؟ ”
برناردینی در تمرینات و در زمان خودش و در آن سال ها خیلی خوب بود. انگار یک چیز واقعی در او بود اما با این حال پوتزو نهایتا ترجیح داد تا یک هافبک میانی ‘خشن’ و دفاعی تر همچون مونتی را جایگزین او کند. بدین ترتیب دوران برناردینی در آتزوری با انجام ۲۶ بازی و ۳ گل به سر آمد. این به فوفو کمک کرد تا تمام فکر و ذهنش را برای رقابت بر سر اسکودتو بگذارد و به رم کمک کند تا با تیم های غیر قابل دسترس شمالی آن زمان برای کسب قهرمانی مبارزه کند. در همان زمان هم او به قهرمان یک آهنگ معروف (Canzone di Testaccio) تبدیل شد که برای رم سروده شده بود و همانطور که این مطلب را می خوانید٬ این آهنگ را می شنوید. در قسمتی از این ترانه٬ فوفو را ‘برناردینی بزرگ’ و کسی که ‘ به آرژانتینی ها مدرسه (درس دادن) می دهد ‘ خطاب می کند.

در سال ۱۹۳۳ ٬ رم ۳ بازیکن نیمه ایتالیایی نیمه آرژانتینی جذب کرد. آندرس استاینارو (از آتالانتا) به همراه انریکه گوایتا و الخاندرو اسکوپلی (از استودیانتس) با عقد قراردادی ۲ ساله به جالوروسی پیوستند. استاینارو یک هافبک میانی بود و این بدین معنی بود که برناردینی دوباره باید در پست هافبک کناری به کار گرفته می شد. تنها در صورتی که استاینارو به دلیل مصدومیت در دسترس نبود٬ برناردینی به پست دلخواهش در میانه زمین می رسید. اما در طول آماده سازی برای فصل بعد٬ خبر نه چندان خوبی در اردوی رم به گوش رسید. او باید برای مدتی و به طور موقت به سیه نا و نزد خواهرش می رفت. اگرچه چند روز بعد و با مذاکرات نمایندگان رم و مداخلات مدیر ورزشی سیه نا او به رم بازگشت. رم خوش شانس بود که اوبه پایتخت برگشت چرا که در همان ابتدای فصل و پس از اولین بازی٬ استاینارو از ناحیه زانو با مصدومیتی چند هفته ای مواجه شد.

:: هرچه دکتر بگوید …
__________________

پس از اخذ فوق لیسانس در رشته ی علوم سیاسی٬ به او لقب ‘il Dottore’ (دکتر) را دادند. یک روز و زمانی که ۷۰ سال سن داشت جمله ای جالب را به زبان آورد. ” اگر زمین بازی را استاد
فرض کنیم و تیم را بی سوادان و مردمی با فرهنگ پایین تشکیل دهند٬ در پایان این استاد است که همیشه برنده می شود. ” کاریزما و فرهنگی که
داشت٬ هم روی باشگاه و هم روی تیم تاثیر گذاشته بود تا حدی که چیزی شبیه به یک انقلاب در مارچ ۱۹۳۲ در رم رقم خورد. جایی که او به همراه هم تیمی هایش پس از نزاع با ساکردوتی از حضور در تمرینات خودداری کرد. یا وقتی که ماستی در تست ابتدایی اش برای رم توسط سرمربی وقت٬ هربرت برگس رد شد٬ به لطف برناردینی او را قبول کردند و بعد ها به یکی از بهترین های تاریخ رم تبدیل شد. حتی وقتی هم که ماستی در دیدار دربی مقابل لاتزیو از ناحیه شانه دچار آسیب دیدگی شد٬ این برناردینی بود که او را متقاعد کرد که در زمین باقی بماند و در نهایت هم رم در آن دربی به پیروزی رسید.

 پس از آتش بازی رمیها در فصل ۱۹۳۵-۱۹۳۶ که با تنها ۱ امتیاز کمتر از بولونیا٬ اسکودتو را از دست دادند٬ هر ۳ آرژانتینی پس از ۲ فصل از رم جدا شدند. از تحرک و قدرت تهاجمی رم به تدریج کاسته شد و رم در ۳ فصل بعدی نتوانست تا بالاتر از رتبه ۵ ام بیاید تا برناردینی هم در سال ۱۹۳۹ تصمیم به ترک باشگاهش بگیرد. او راهی M.A.T.E.R شد. تیمی از سری C که پس از ۳ فصل حضور در این تیم به سری B صعود کرد. پس از جنگ او به یک روزنامه نگار و همینطور یک مربی تازه کار تبدیل شد. مربیگری اش را با رم شروع کرد. به مقامی دست نیافت اما بعد ها با لاتزیو به قهرمانی در کوپا رسید و با فیورنتینا و بولونیا قهرمانی در لیگ را تجربه کرد.

:: پایان٬ همیشه بی رحم
____________________

در حالی که تقریبا به سن ۷۰ سالگی می رسید٬ پس از فاجعه ای که آتزوری در جام جهانی ۷۴ رقم زد و در گروهش سوم شد٬ او سرانجام به آرزوی تمام دوران زندگی اش یعنی هدایت تیم ملی ایتالیا رسید. او به روی نیمکت آمد. اما خیلی ها چشم موفقیت او را بنا به هر دلیلی نداشتند. او به خوبی می دانست اگر آنها “باغی” را به او می دهند٬ سیب زمینی هایش قطعا گندیده و استفاده ای از آن نمی توان کرد. افتضاح ایتالیا در اشتوتگارت و حذف از جام جهانی به نوعی پرونده ی فوتبال ایتالیا را بسته بود. ماتزولا و ریورا از تیم ملی خداحافظی کردند و همه چیز به یکباره بر هم ریخت. شرایط به خوبی پیش نرفت و برناردینی هم در این بین کاری از دستش بر نمی آمد. انگار همه چیز علیه او شده بود.
او در انتها و پس از ۶ بازی (۱ برد٬ ۲ تساوی و ۳ باخت) و کسب نتایجی که می توانست منتقدانش را دوباره بیدار کند٬ تحت فشار قرار گرفت و کنار رفت. او با اشک از نیمکت ایتالیا جدا شد و جایش را به بیرزوت داد. بیرزوت با همان جوانانی که برناردینی میدان داده بود توانست چند سال بعد به قهرمانی جهان برسد …
نهایتا٬ فولویو برناردینی٬ در حالی که در سال های آخر عمرش دچار بیماری نادر و غیر قابل درمانی شده بود در میان اشک تمساح همان منتقدانش در همان شهری که متولد شده بود٬ در تاریخ ۱۴ ژانویه ۱۹۸۴ چشم از جهان فرو بست.

آمار و افتخارات:
سری آ: 286 بازی، 49 گل
تیم ملی: 26 بازی، 3 گل

7 نظر

رمی عزیز، برای مشاهده نظرات و نظردهی بایستی به سایت وارد شوید.