web analytics
بزرگترین وب سایت هواداران آ اس رم در ایران » آگو کاپیتانم بود

آگو کاپیتانم بود

خرداد 9, 1396 - 4:25 ق.ظ
آگوستینو
275 بازدید

من فینال جام باشگاه های اروپا را تجربه کردم – و آگو کاپیتانم بود

در بخشی از کتاب «55 ثانیه» که در 2014 چاپ شد، تونینو کانیوچی نویسنده رمی فینال مشهور جام باشگاه های اروپا 1984 را شرح می دهد و از کاپیتان جالوروسی در آن شب تاریخی می نویسد، آگوستینو دی بارتولومی…

به نظرم دوران آدم های شگفت انگیز، احساسات شگفت انگیز، هیجان و اضطرابی باورنکردنی بود و آن دوران شایسته چنین مسابقه ای بود…

در پایان، آلن کِنِدی – کسی که تمام انگلیسی ها به او بارنی می گفتند – پنالتی را گل کرد و نتیجه بازی در ضربات پنالتی 5-3 شد. اما یک جای این نسخه از داستان می لنگد. پایان چه؟ کسی؟ یک رویا؟ نمی شد آغازی باشد؟

{…}

30 مه زخمی است که هرگز التیام نمی یابد، زخمی است که تاریخ و غرور از آن جاری می شود، زخمی که هنوز تازه است و درست به قلب ضربه می زند. دردناک است درست مثل عشق و همچون زیبایی در ذهن ما شگرف است. پاک، مقدس، مثل همان پیراهن های سفید که کسی جرأت کثیف کردن آنها را ندارد. هیچ هوادار رمی نیست که مسخره کردن آن مسابقه و کاپیتانمان را تحمل کند. آن مسابقه همیشه به ما تعلق داشته و خواهد داشت – آن شب هنوز مال ماست، آن کاپیتان تا ابد کاپیتان ما خواهد بود.

آیا شده عشقی را تجربه کنید که حاصل رنج باشد؟ آیا وفاداری ای را تجربه کردید که حاصل شکست باشد؟ اینها درس هایی هستند که زندگی به ما می دهد، و 30 مه همیشه یکی از مهمترین و با معنی ترین روزهای زندگی ما خواهد بود.

خودمان را در آن بازی نگه داشتیم، نبرد با بزرگترین حریفی که می شد در آن دوران برابرش قرار گرفت و آن نبرد به ضربات پنالتی کشیده شد. پس از 90 دقیقه بازی 1-1 شد، پس از 120 دقیقه هم 1-1 شد. در حالی که کارلو آنچلوتی، تونینیو چرزو، روبرتو پروتزو و آلدو مالدرا در زمین نبودند ما جام را از دست دادیم، در پنالتی ها، رم 3-5 لیورپول. اما نتیجه رم 3-5 لیورپول نیست، یک تاریخ است: 3-5. سیِ – پنج. سی اُمین روز پنجمین ماه. 30 مه. آن را در قلبتان نگه دارید. کاپیتان ما همین کار را کرد – او آن را در قلبش نگه داشت به همراه تصویر کوروا در آن شب، تا لحظه آخر همین کار را کرد.

آن مسابقه مایه سرافرازی ماست. حقیقتا بیکران است، ولی چیز دیگری نیز هست.

ما کاری کردیم که بی نهایت بزرگ تر است.

آن شب پس از ضربات پنالتی به پایان نرسید، چون قلب بود که فینالی متفاوت را اتخاب کرد. عشقی که از رنج متولد شده را تجربه کردید؟ شگفتی بزرگ را تجربه کردید، اینکه پس از آن چه اتفاقی می افتد؟

ناگهان سرودی خوانده شد: «رُما! رُما! رُما!»

پنجاه و پنج ثانیه پس از پنالتی کِنِدی، ما پایانی متفاوت را انتخاب کردیم.

پنجاه و پنج ثانیه بعدش، کمتر از زمان بین زدن دو پنالتی.

«رُما! رُما! رُما!»

پنجاه و پنج ثانیه بعدش، انگار این کوروا سود بود که داشت پنالتی می زد. انگار که نوبت کوروا سود بود. در آن لحظه داشتیم به خاطر چه کسی می خواندیم؟ برای چه کسی سرود می خواندیم؟ برای خودمان؟ برای خدا؟ به خاطر اتفاقی که افتاده بود؟ برای تمام آن شب ها؟ برای کاتشه؟ برای اتلتیکو؟ برای بورسیا؟ برای یک بازیکن؟ برای کاپیتان؟ من نمی دانم، ولی خواندن کاری بود که کردیم.

ما خواندیم: «رُما! رُما! رُما!»

ما برای تمام چیزهایی که رم به ما می دهد خواندیم – ساده بگویم، ما برای رم خواندیم.

«رُما! رُما! رُما!»

دانلود

رمِ من. سالها پس از آن شب من تو را پیش بردم و فهمیدم که در همان شب بود که از نو متولد شدی، بزرگ تر از گذشته. چون آن مسابقه به ما آموخت که رم نه تنها بزرگتر از شکست است، بلکه از پیروزی هم بزرگتر است، چون هیچ پیروزی ای نیست که بزرگتر باشد، بزرگتر از آن پیروزی ای که در کل 55 ثانیه آرزویش را داشتیم، برایش دعا کردیم و به آن چنگ زدیم. 30 مه به ما آموخت که رم از هر پیروزی ای بزرگتر است. اینکه آدم ها بیش از نتیجه مهم هستند. مخصوصا یک آدم خاص.

می خواهم دوباره لبخندش را ببینم. عاشق آگوستینو بودم، به خاطر همه کارهایی که انجامشان داد و همه کارهایی که قادر به انجامشان نبود. او همان برادر بزرگی بود که هیچ وقت نداشتم و به من قوت قلب می داد. آن دلگرمی که وقتی تیم ضربه کرنری می دهد شما به دنبالش هستید را من با فکر کردن به آگو پیدا می کردم. اگر در زمین بود، کمتر می ترسیدم. اگر آنجا ایستاده بود، مطمئن بودم که کارها درست انجام می شوند.

من فینال جام باشگاه های اروپا را تجربه کردم و آگو کاپیتانم بود. او گلی را زد که باعث شد در آن شب برای اولین و آخرین بار از حریف پیش بیافتیم. او برای 55 ثانیه ما را قهرمان اروپا کرد. با جدیت و رفتار پر از محبتش باعث شد تا در زندگی قهرمان شویم. همیشه سپاسگزار او و آن تیم رم خواهم بود. قدردان او و آن کوروا.

همیشه به دیدار رم–لیورپول افتخار می کنم. آن بازی به ما اعتبار می دهد. داستانی ابدی است. خالص. ناب. ژرف. پاک. و حالا که پدر شدم، آگوستینو دی بارتولومی بیش از گذشته الگویم شده است. هرگز در مورد کاری که کرد قضاوت نمی کنم. دردناک است، ولی بقیه خیلی بیشتر رنج کشیدند.

تا ابد به او عشق می ورزم. این تنها کاری است که از دستم بر می آید.

{…}

و وقتی نوبت ما می شود که جشن بگیریم، می خواهم بشنوم که تماشاگران نام ناپی، ریگِتی، بونِتی(بله، بونتی) فالکائو، نِلا، کُنتی، چرزو، پروتزو، دی بارتولومی، گراتزیانی را فریاد بزند…و بلندتر از همه مالدِرا، نه به خاطر اینکه دیگر با ما نیست، بلکه به خاطر اینکه در آن شب با ما نبود. بعد هم جام را به آگو می دهیم. و آن را به او تقدیم می کنیم و همه آنهایی که در آن شب مات و مبهوت شده بودند.

فعلا باید برای آمدن آن روز صبر کنیم. از 30 مه 1984 منتظرش بودیم، منتظر رسیدن بزرگترین بازی زندگی مان.

تونینو کانیوچی، وب سایت رسمی رم

5 نظر

رمی عزیز، برای مشاهده نظرات و نظردهی بایستی به سایت وارد شوید.